اطلاعات

ظهور و گسترش اسلام در هند مسير تاريخ شبه قارّه را دستخوش تحوّلات بنيادى كرد. هرچند فتوحات سپاهيان اسلام در هند ابتدا چندان پايدار نبود، اما مسافرت و مهاجرت علما و دانشمندان اسلامى به اين سرزمين پهناور زمينه ‏هاى مساعدى را براى تبليغ و آشنايى هنديها با مبانى اسلامى فراهم آورد. اسلام پيش از آنكه بصورت يك قدرت نظامى به هند وارد شود به عنوان يك مذهب به هند راه يافته ‏بود. تماسها و مبادلات گوناگون علمى و فرهنگى و ترجمه متقابل علوم اسلامى و هندى بويژه در قرنهاى سوّم و چهارم هجرى زمينه ساز تمدّنى بزرگ در اين خطّه گرديد ارتباط ميان مسلمانان غير هندى و هنديها چنان محكم و استوار شد كه مسلمانان توانستند حدود 800سال بر قسمت اعظم شبه قارّه هند فرمانروايى كنند مسلمانان فاتح هيچگاه در هند به عنوان مهاجم ناميده نشدند، بلكه اغلب آنان هند را وطن خود قرار دادند. بدين سبب هند در تمام دوران حكومت مسلمين، كشورى مستقل بود. دوران طلايى حكومت اسلامى بر هند با فتح دهلى توسط بابر بنيانگذار سلسله تيموريان آغاز و در دوران حكومت اكبر به اوج خود رسيد.وجود عالمان لايق و مردان كاردان و صنعتگران خلاّق در اين دوران باعث شكوفايى تمدّن و فرهنگ اسلامى در اين سرزمين پهناور گرديد به گونه‏اى كه هنديها اكبر را پايه گذار تمدّن قرون وسطاى هند ناميده‏اند.

به قول نهرو:

اكبر بنايى را برپا ساخت كه با وجود جانشينان نالايق تا صد سال بعد هم دوام يافت پس از فوت اكبر، مقتدرترين حاكم اسلامى، اورنگ زيب فرزند شاهجهان بود كه مدّت 48سال بر قسمت اعظم هند حكومت كرد. رفتار تند وى با غير مسلمان زمينه اختلاف و ناسازگارى درميان پيروان اديان و مذاهب مختلف را فراهم آورد. لذانيمه دوّم حكومت اورنگ زيب در رويارويى با مخالفانش سپرى شد و از حمايت بسيارى ازگروههاى غير مسلمان محروم گرديد. با مرگ اورنگ زيب در سال 1707ميلادى و اختلاف بين جانشينان وى، قدرت حكومت تيموريان هند درهم شكسته شد. در اوايل قرن هفدهم شركت كمپانى هند شرقى قدم به هند نهاد و در شهر سورت كارخانه‏اى تاسيس كرد. چند سال بعد در جنوب، بنياد شهر مدراس را نهاد و در سال 1662جزيره بمبئى از طرف پرتغالها به عنوان جهيزيه به چارلز دوّم پادشاه انگلستان هديه گرديد. چارلز نيز آن را به كمپانى هند شرقى منتقل كرد. در اوايل سال 1690بناى شهر كلكتّه گذاشته شد. بدين گونه انگليسها توانستند در آغاز قرن هيجدهم امكانات وسيعى در هند فراهم آورند. چون ضعف حكومت مركزى و بى‏لياقتى فرمانروايان و فساد در دستگاههاى دولتى موجب نارضايتى مردم گرديده بود، بهترين زمينه را براى پيشرفت انگليسها در هند فراهم مى‏آورد. لذا در زمانى كمتر از يكصد سال انگليسها توانستند از بنگال تا پنجاب را به ‏تصرف خود درآورند. تسلّط دولت بريتانيا بر هند عواقب ناگوار و ناخوشايندى بر تمام طبقات و پيروان مذاهب مختلف داشت. مشاغل عمده دولتى در دست افسران انگليسى بود و در عمل هنديها غلامان حلقه به گوش مهمانان ناخوانده بودند.

به قول نهرو:

هند براى اوّلين بار زير سلطه بيگانگان قرار مى‏گرفت تسلّط بيگانگان حاكم بر جان و مال مردم كه علّت اصلى فقر مادّى و معنوى حاكم بر جامعه بود مردم را به سوى جهل ونادانى سوق مى‏داد و در اين ميان مسلمانان بيش از ديگران دستخوش حوادث گرديدند. يكى از علل عقب ماندگىمسلمانان را بايد در دشمنى متقابل مسلمين و عمال انگليس جستجو كرد. احتراز مسلمين از انگليسها و دشمنى آشكار آنان با حضور بيگانگان بر سرزمين هند بحدّى بود كه مسلمانان اجازه نمى‏دادند كه فرزندانشان با سياست،آداب و رسوم حتى زبان انگليسى آشنا شوند. از سوى ديگر عمال انگليس سعى داشتند از ورود دوباره مسلمين به صحنه سياست جلوگيرى كنند. در اين ميان پيشرفت زمان و عقب ماندگى مسلمانان مى‏توانست آنان را در مقصد خود يارى كند. در سال - 1871دكتر وليم هنتر« به دستور »لارد ميو« مامور بررسى وضعيت تعليم و تربيت مسلمانان و علّت مخالفت مسلمين با دولت هندِ بريتانيا گرديد. »دكتر هنتر« در گزارش مفصّل خود به چند نكته اشاره كرد

:اين گزارش مى‏نويسد مسلمانان معتقد ند

حكومت انگليس مسلمانان را از كارهاى دولتى باز داشته، بطوريكه هيچ مسلمان حق استخدام در دستگاه دولتى را ندارد.

وجود دادگاههاى دولتى در امور رسيدگى به شكايات مردم، باعث گرديده كه هزاران قاضى و مفتى دست از كارخود بردارند و رغبت به تحصيل علوم دينى درميان مسلمانان كم گردد.

تصرّف اوقاف مسلمين به دست انگليسها يكى از عمده ‏ترين علل سقوط علمى و فرهنگى درميان مسلمانان به شمار مى‏آيد. وى در جاى ديگر درباره دادگاهها و وضعيّت مسلمانان ياد آور مى‏شود:

زمانى بود كه تمام محكمه ‏ها و دادگاهها را مسلمين اداره مى‏كردند؛ در مدّتى كمتر از صد سال وضعيّت چنان متغيّر گرديده كه از ميان 239نفر قاضى تنها يك نفر قاضى مسلمان وجود دارد.

عقب ماندگى مسلمانان و حوادث ناگوار و پيشرفت پيروان مذاهب ديگر، بسيارى از متفكّرين آگاه مسلمان را در فكر فرو برده بود. انقلاب 1857توسط هنديها عليه انگليسها كه به سركوبى مردم هند انجاميد، ترس از قيام مردم را در انديشه و سياست انگليسها به وجود آورد. دور نگاه داشتن مردم از كسب آموزش بويژه درميان مسلمانان كه عاملان اصلى اين انقلاب ودشمنان آشكار انگليسها، به شمار مى‏آمدند وضعيت اسفبارى را براى مسلمانان بيش آورده بود و خطر جدّى حيات مسلمين در هند را تهديد مى‏كرد هندوها در زمينه كسب تعليم و تربيت بر ساير پيروان مذاهب، پيش

قدم بودند و سعى مى‏كردند كه خود را با علوم نوين و دنياى جديدى كه در آن زندگى مى‏كنند آشنا نمايند. اصلاحات مذهبى اوّلين راهى بود كه مى‏توانست پيروان اديان و مذاهب گوناگون را با وضعيت موجود آشنا سازد. »راجه رام موهن راى نخستين كسى بود كه كوشيد تا مذهب هندو را با محيط و مقتضيات زمان منطبق سازد. موفقيّت او و همفكرانش در اين زمينه راه را براى فراگيرى زبان انگليسى كه كليد ورود به دنياى جديد بود هموار كرد و باعث گرديد كه آنان در امر تعليم و تربيت مطابق بازمان، از پيروان ديگرمذاهب سبقت بگيرند. از سوى ديگر اثر آشنا شدن هنديها با زبان انگليسى در جامعه هند به‏زودى ظاهر گرديد. گروه زيادى از هندوها توانستند با فراگيرى علوم جديد به سازمانهاى دولتى وارد شوند. ورود هندوها به دنياى جديد موجب گرديد كه رهبران مسلمان نيز براى باز يافتن موقعيّت سياسى اجتماعى مسلمانان با آگاهى و تلاش بيشتر قدم بردارند.

: دارالعلوم ديوبند و دانشگاه اسلامى عليگر

براى آگاه كردن مسلمانان با علوم و مسائل اسلامى دارالعلوم ديوبند توسط مولانا محمّد قاسم نانوتوى در سال 1867در دهكده ديوبند تاسيس گرديد و به دنبال‏آن در سال 1875سنگ بنياد دانشگاه اسلامى عليگر در شهر عليگر توسط سرسيّد احمد خان براى آشنا نمودن مسلمانان با علوم جديد و زبان انگليسى نهاده‏شد. مولانا محمّد قاسم قبل از تاسيس دارالعلوم در مخالفت با استيلاى انگليس بر هند فتوا داد كه هندوستان دارالحرب است و اعلام كرد جهاد عليه انگليسها بر مسلمانان واجب است. اما شكست هنديها در جنگ عليه انگليسها در سال 1857مولانا را بر آن داشت كه در رويارويى با ارتش انگليس مقدماتى را فراهم آورد كه نخستين آن، معرفت و آگاهى مسلمانان با اسلام و مبانى اصيل اسلامى است. وى معتقد بود كه دارالعلوم مى‏تواند اين وظيفه خطير را براى آماده كردن مسلمانان عليه انگليسها انجام دهد. از سوى ديگر سيّد احمد خان سعى مى‏كرد كه با آموزش زبان انگليسى و ارائه افكار و انديشه‏هاى نوين در مسائل اعتقادى مسلمانان كه طبيعتا باروحيات مسلمين شكست خورده و خشمگين از ستم انگليسها سازگارى كامل نداشت، مسلمانان را راهى خدمات دولتى كند. سر سيّد احمد خان معتقد بود كه تنها از راه همكارى با مقامات انگليس مى‏توان زمينه‏هاى رشد علمى و فرهنگى مسلمانان را فراهم آورد. شايد يكى از اهداف سر سيّد احمد خان به گفته نهرو اين بود كه مسلمانان هند را اتباع شايسته و مفيدى براى سلطنت انگليس تربيت كند. اختلاف نظرد رميان مكتب ديوبند و عليگر از همان سالهاى اوّل ظاهر بود لذا پيروان دو مكتب نتوانستند زمينه تفاهم و اشتراك در مقابل دشمن اصلى كه انگليسها بودند فراهم آورند.

: كتابخانه مولانا آزاد

در سال 1875در شهر عليگر مدرسه‏اى به نام مدرسة العلوم توسط سر سيّد احمد خان براى بالا بردن سطح دانش مسلمانان تاسيس گرديد. اين مدرسه بعدها توسعه يافت و در سال 1877به نام »محمدن انگلو اورينتل كالج« با فعاليّت بيشتر به كار خود ادامه‏داد. توسعه روز افزون اين دانشكده اساس دانشگاه اسلامى عليگر را بنا نهاد. درسال 1920اين دانشكده با نام »دانشگاه اسلامى عليگر«، آغاز به كار كرد هرچند انديشه و نظرات سرسيّداحمد خان هميشه مورد بحث بوده و مخالفتهاى زيادى با افكار و نظريّات وى در زمينه مسائل اسلامى و سياسى گرديده است. اما امروز دانشگاه عليگر به عنوان معتبرترين مركز آكادميك اسلامى و پشتوانه بزرگ علمى وفرهنگى مسلمين در هند به شمار مى‏آيد. در كنار شعبه‏هاى مختلف علوم جديد، دانشگاه اسلامى عليگر داراى كتابخانه‏اى عظيم با گنجينه‏هاى كم نظير و نادر .علمى و فرهنگى است كه به همّت اين مرد بزرگ بسيارى از نفايس آثار اسلامى از گزند حوادث محفوظ گرديده است سرسيّد احمد خان همزمان با تاسيس دانشگاه، كتابخانه شخصى خود را به اين مركز علمى و اسلامى هديه كرد. اين .كتابخانه با مجموعه كتابهاى اهدايى ديگر، به نام كتابخانه »لرد ليتن« فرماندار كل بريتانيا در هند ناميده شد در سال 1924تا 1926صاحب زاده آفتاب احمد خان رياست دانشگاه را به عهده داشت. وى توجّه خاصّى نسبت به توسعه كتابخانه مبذول كرد و كتابخانه شخصى خود را كه مجموعه‏اى نفيس از كتابهاى حقوقى كه هنگام تحصيلاتش در دانشگاه كمبريج جمع‏آورى كرده بود را به كتابخانه دانشگاه اهدا نمود. همچنين بودجه‏اى براى خريد كتابهاى مورد استفاده دانشجويان در نظر گرفته شد. خريد كتابها در زمينه علوم مختلف باعث اعتبار علمى بيشتر كتابخانه و دانشگاه گرديد. همچنين اهدا بسيارى از مجموعه‏هاى نفيس شخصى متعلّق به اساتيد و بزرگان، امرا و رجال باعث تقويت بنيه علمى كتابخانه شد. در سال 1948دكتر ذاكر حسين به عنوان رئيس دانشگاه اسلامى عليگر برگزيده شد. توجّه وى به كتابخانه و ضرورت گسترش فضاى مناسبتر براى نگهدارى كتابها وامكانات بيشتر براى پاسخگويى به مراجعين، زمينه‏اى را فراهم آورد تا رئيس دانشگاه با حكومت مركزى و مركز اعانه دانشگاهها در اين زمينه تبادل نظر داشته باشند. وى توانست مبلغ يك ميليون و سيصد هزار روپيه براى ساختمان جديد كتابخانه از حكومت مركزى دريافت نمايد. سنگ بناى ساختمان جديد كتابخانه در سال 1955توسط جواهر لال نهرو اولين نخست وزير هند پس از استقلال نهاده شد. اين ساختمان كه يكى از بهترين نمونه‏هاى معمارى اسلامى و هندى است توسط مهندس فياض الدّين طراحى و به مرحله اجرا گذشته شد. ساختمان جديد در سال 1960افتتاح گرديد و به پاس خدمات مولانا ابوالكلام آزاد، متفكّر و نويسنده .معروف هند، به نام كتابخانه مولانا آزاد ناميده شد. اين كتابخانه اكنون در مركز دانشگاه عليگر قرار گرفته است كتابخانه در دو طبقه داراى سه سالن بزرگ براى مطالعه با ظرفيت 1800نفر مى‏باشد. هر سالن داراى سه بخش، بخش مطالعه داراى 280كرسى، بخش مرجع 150كرسى و سالن جديد 130كرسى است. كتابخانه آزاد با ظرفيّت بيش از يك ميليون كتاب داراى 884703جلد كتاب در زمينه علوم مختلف است. مجموعه نسخ خطّى اين كتابخانه تا سال 1996بالغ بر 14560نسخه به زبانهاى فارسى، عربى، اردو وسانسكريت گزارش گرديده است. كتابخانه مولانا آزاد، داراى مجموعه‏هاى بسيار نفيسى از تابلوها، خطوط، نقاشيها، ميناتورها، سكّه ‏ها و نسخ خطّى نادر است كه توسط علما، امرا و انديشمندان به كتابخانه اهدا گرديده و تاكنون به نام آنان در كتابخانه نگهدارى و مورد استفاده قرارمى‏گيرد. از جمله مجموعه ‏هاى اهدايى نسخ خطّى، مجموعه‏هاى ذخيره حبيب گنج، ذخيره احسن مارهروى، ذخيره شيفته، ذخيره عبدالسّلام، ذخيره‏آفتاب، جواهر موزيم )موزه جواهر(، ذخيره منير عالم، ذخيره قطب الدّين، ذخيره سبحان الله خان و ذخيره سليمان را مى‏توان نام برد. از مجموعه اين گنجينه‏هاى اهدايى، فهرست ذخيره ‏هاى زير تاكنون انتشار يافته است*ذخيره حبيب گنج، بزرگترين مجموعه نسخ خطّى اهدائى بخش نسخه‏هاى خطّى دانشگاه عليگر با 2000نسخه خطّى به زبانهاى عربى، فارسى و اردو است. اين مجموعه در سال 1960توسط عبيدالرحمن خان شروانى فرزند نوّاب صدر يار جنگ حبيب الرحمن شروانى ) (1950-1867به دانشگاه اهدا گرديده است تاكنون فهرست 813نسخه فارسى و عربى اين مجموعه در سه جلد به چاپ رسيده است **ذخيره احسن مارهروى، ) (1940 - 1876/1293از اساتيد زبان اردو در دانشگاه علگير بود. وى از سال 1922تا 1940در رشته زبان اردو تدريس مى‏كرد و آثارى چون فيض داغ، محاورات درد و مجموعه اشعار از خود به جاى گذاشت. كتابخانه وى مجموعه ‏اى از كتابهاى خطّى و چاپى نادر و نفيس به زبانهاى عربى، فارسى، اردو و هندى است. مجموعه كتابهاى خطّى كتابخانه‏احسن 447نسخه مى‏باشد. وى كتابخانه خود را به دانشگاه تقديم نمود اكنون به نام وى »ذخيره احسن« در كتابخانه دانشگاه نگهدارى مى‏شود فهرست نسخ خطّى عربى و فارسى اين ذخيره .در سال 1983توسط سيّد محمود حسن قيصر امروهوى تهيّه و از طرف دانشگاه به چاپ رسيده است ذخيره شيفته، اهدايى نسخ خطّى نوّاب محمّد مصطفى خان شيفته به( 1869-1802م.) به كتابخانه مولانا آزاد مى‏باشد. شيفته از علماى بزرگ عصر خويش بود كه علوم اسلامى را در دهلى فرا گرفت. سپس عازم بيت الله الحرام شد و در آنجا نزد شيخ عبدالله سراج حنفى صحاح ستّه را قرائت نمود و در مدينه در خدمت شيخ محمّد عابد سندهى اصول حديث را فرا گرفت. وى پس از بازگشت از خانه خدا، مجموعه‏اى نفيس از نسخ فارسى، عربى و اردو را جمع آورى نمود. در سال 1857در شورش هنديها عليه دولت انگليس، كتابخانه وى به آتش كشيده شد و بسيارى از كتابها و نسخ نفيس كتابخانه وى در آتش سوخت. بعدها نبيره وى نوّاب محمّد اسماعيل خان كه رياست دانشگاه را به‏عهده گرفت كتابخانه شيفته را تقديم دانشگاه نمود. در سال 1932اقدام به‏فهرست خطّى و چاپى ذخيره شيفته گرديد. در سال 1982فهرست ديگرى با نام فهرست مخطوطات شيفته توسط آقاى سيّد محمود حسن.قيصر امروهوى تهيه و به چاپ رسيد. در این فهرست تعداد 224نسخه خطّى ذخيره شيفته معرفى گرديده ‏است.

مركز ميكروفيلم نور:

پس‏ازپيروزى‏انقلاب‏اسلامى‏درايران،باتوجّه ‏به ‏سوابق ‏ديرينه ‏علمى‏وفرهنگى دو ملّت ايران و هند و توجّهات خاصّه مقام معظّم رهبرى حضرت آيت الله خامنه‏اى نسبت به تجديد حيات مجدّد اين پيوند، و حفظ آثار ارزشمند اسلامى در سرزمين پهناور و كهنسال هند براى بهره‏گيرى و آگاهى نسلهاى آينده، اقدام به معرفى گوشه‏اى از آثار مشترك علمى و فرهنگى دو ملّت گرديد. چون آغاز اين حركت مقارن با بزرگداشت چهارصدمين سال علاّمه قاضى نورالله شوشترى ) 1419هجرى( فقيه، محدّث، متكلّم، اديب و شاعر ايرانى بود، به پاس خدمات اين عالم :بزرگ، مركزى به‏نام« مركز ميكروفيلم نور» تاسيس شد. هدف از تشكيل اين مركز به شرح زير تبيين‏گردي .آشنايى، معرفى و حفظ ميراث مشترك فرهنگى ايران و هند با توجّه به مشتركات اسلامى .انجام مطالعات و تحقيقات علمى در راستاى احيا و معرفى آثار انديشمندان دو ملّت ايجاد ارتباط با محقّقين و پژوهشگران و كمك به كارهاى تحقيقاتى آنان در زمينه ‏هاى فرهنگ مشترك ايران و هند ايجاد ارتباط ميان كتابخانه‏ها و مراكز شرق ‏شناسى هند با كتابخانه ‏ها و مراكز شرق ‏شناسى و موسسات مطالعات اسلامى ايران جهت آشنايى و همكاريهاى بيشتر علمى و فرهنگى اين مركز با همكارى اساتيد و انديشمندان تاكنون توانسته است كه بسيارى از ذخائر علمى و فرهنگى را كه به علل گوناگون در معرض نابودى قرار گرفته است را از طريق ميكروفيلم حفاظت و در اختيار محققين و دانش پژوهان قراردهد از جمله مراكز علمى و فرهنگى كه پس از سالها زمينه‏ هايى فراهم آمد تا موفّق به تهيّه ميكروفيلم از نسخ نفيس آن شويم، كتابخانه مولانا آزاد، دانشگاه اسلامى عليگر بود. وجود بيش از 14500نسخه خطّى در اين كتابخانه كه تنها قسمت بسيار ناچيزى از آن تا كنون فهرست و انتشار يافته، كار چندان آسانى نبود. ممانعت گروهى از متعصّبين و ناآگاهانى كه مى‏پنداشتند اگر ميكروفيلم نسخه ‏هاى خطّى اين كتابخانه در اختيار مراكز علمى و .فرهنگى ديگر قرار گيرد از ارزش و اعتبار كتابخانه كاسته خواهد شد، بزرگترين مانع پيشرفت چنين اقدامى بود انتخاب پرفسور محمود الرحمن به عنوان رئيس دانشگاه عليگر بارقه اميدى همراه داشت كه زمينه را براى اقدام چنين كار بزرگى هموار كرد. علم دوستى، دورانديشى، متانت واشتياق به نشر علوم اسلامى در اين مرد بزرگ باعث اقدام به اين كار علمى وفرهنگى گرديد. از ميان نسخ خطّى اين گنجينه حدود 4500نسخه در زمينه‏هاى علوم مختلف انتخاب و اقدام به ميكروفيلم آنهاشد. مساعدتهاى بى‏شائبه پرفسورنورالحسن خان رئيس كتابخانه، راهگشاى موانع ومشكلات بر سر راه بود. همچنين همراهى وزحمات رئيس بخش مخطوطات وديگر كارمندان كتابخانه نقش مهمّى در تهيّه اين آثار گرانبها داشت. چون هدف، تنها تهيّه ميكروفيلم نبود و معرفى و نشر آثار نفيس وگرانقدر اسلامى از اساسى‏ترين كارهاى اين مركز به شمار مى‏آيد. با تصويب و تاييد شوراى علمى مركز، اقدام به تهيّه فهرست واره ميكروفيلمهاى تهيّه شده گرديد. آقاى دكتر محمّد تقى رفيعى مسئول بخش تحقيقات مركز، با جدّيت و توجّه خاص تصحيح و نظارت بر فهرست نگارى ميكروفيلم‏ها را به عهده داشتند. پس از تهيّه فهرست واره ميكروفيلمها، براى استفاده بيشتر محقّقين و دانش پژوهان تصميم گرفته ‏شد كه فهرست ميكروفيلمها از طريق شبكه جهانى رايانه‏اى در اختيار علاقمندان سراسر جهان قرار گيرد. اكنون بحمد الله جلد نخستين فهرست واره ميكروفيلم نسخه ‏هاى خطّى فارسى و عربى دانشگاه عليگر به دو زبان فارسى و انگليسى در اختيار دانش پژوهان قرار مى‏گيرد. همچنين از.طريق شبكه جهانى رايانه‏اى محقّقين مى‏توانند با ميكروفيلمهاى اين مركز آشنا گردن و بنده در اينجا وظيفه خود مى‏دانم كه از اساتيد بزرگوار بويژه پرفسور نذير احمد، پرفسور امير حسن عابدى، پرفسور ضياءالدين ديسائى، پرفسور منظور محسن، كه همواره در تحقق بخشيدن به آرمانهاى مركز توجه خاص مبذول مى‏دارند، تشكر نمايم. همچنين از همكاران ارجمند پرفسور يونس جعفرى، استاد خواجه منير احمد، دكترعبداللطيف طالبى، دكتر بهرام يمنى و دكتر رضا دارستانى كه با همّت و پشتكار درخدمت اين كار بزرگ علمى و فرهنگى مى‏باشند، صميمانه سپاسگزارى نمايم در پايان از اساتيد و صاحب نظران تقاضا دارم كه با راهنمائيهاى خود ما را در راه پاسدارى از ميراث كهن دو ملّت پر .افتخار ايران و هند يارى نمايند.

دهلى نو22 بهمن 1378دكتر مهدى خواجه پيرى

Phone: 009111- 23383116 Fax: 009111-23389922 Email:Info@noormicrofilmindia.com
Address:18, Tilak Marg New Delhi 110001 India
Home| Libraries|Universities|Islamic Centers|Publications|Catalogues|Gallery|Contact us|Info
Copyright © 2000-2001 Noor Microfilm Center All rights reserved,This Website Designed & Promoted By:
Mrs. Hiroe Nakatani & Mr.Ali Balali